تبليغاتX
سیمین بر





















سیمین بر

 وبلاگ جان!  روزهای خوب من هنوز اینجا نفس می کشند . روزهای ناب من ..  فکر نمی کردم دل کندن، سخت باشد. نه  تو از جنس سنگ بودی و  نه من که خو نگرفته باشم ...اما دیگر  قلمی نیست که بتواند مثل قبل  به تو جان ببخشد...می دانم که تو روح می خواهی و من با اینکه گفته اند روح بخش ام ، دستانم تهی ست  ز روح بخشیدن .

بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم


 سیمین بر نازنین ، تو هم من را ببخش که رفیق نیمه راه می شوم و اینجا تنهایت  می گذارم ..  ببخش اگر خاطرت آزرده شد  اگر گاه تندی کردم اگر حرفهایم تو را رنجاند .. این وبلاگ ازمنی جان می گرفت که سر تا پا  تو بود حالا که می خواهی ره  غیر گزینی دیگر جانی برای نوشته شدن ندارد . فقط اما ای مهربان من ،  مراقب روزهای خوب من باش ......

  نیمکت کهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولین بارش زمستانی
از ذهن پاک کرده است
خاطره شعرهایی را که هرگز نسروده بودم
خاطره آوازهایی را که هرگز نخوانده بودی

 **************

+نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت1:37توسط فرناز | |