تبليغاتX
سیمین بر -

 

الان من اون شاگرد تنبله کلاسم . چون 4 جلسه از قافله عقب مونده بودم .. یعنی هر روز پیش خودم گفتم فردا زنگ می زنم اسم می نویسم .. همین فردا فردا گفتن ها 4 جلسه شد .. تا من باشم که دیگه فردا فردا نکنم . سر کلاس استاد می گه : شما می تونی خودتو برسونی ؟ می گم سعی خودمو می کنم . می گه به هر حال ما در خدمتتون هستیم .. دیگر نگفتم سه واحد تئوری این درس را تو دانشگاه اختیاری برداشته بودم که تا حد کمی می تواند کمکم کند ..

یکی از بچه ها رو از قبل می شناختم .. با یکی شون  هم چون مسیر کلاس تا خونه مون یکی بود آشنا شدم و جزوشو گرفتم رو نویسی کنم ..

رو نویسی را  که تمام می کنم با دوست جدید الآشنا  جایی قرارمی گذارم بروم دفترش را  پس دهم .. یک جورایی زود  با آدم صمیمی می شود نه از آنهایی که زود پسر خاله می شوند شاید بیش از حد  آدم ساده ای باشد  ..  اصلیتش اینجایی نیست .. نمی دانم چه تیپ آدمی ست .. مسیر از کلاس تا خونه می گفت خانواده اش تعصبی هستند و اکثرا " ازدواجهای فامیلی تو در تو دارند و حتی پدر مادرش هم دختر عمو پسر عمو هستند و جدیدا" پسر عمویش به او پیشنهاد داده  ولی دوست دارد از محیطهای این مدلی بیرون بیاید . می گفت به خاطر همین تعصبات  نمی تواند هر شغلی که دوست دارد را انتخاب کند یا هر جایی  که می خواهد برود کار کند

 توی جزوه با فلیپ فلاپ که برخورد می کنم یک آه بزرگ اولش می کشم بعد می روم سراغ کتاب دفترهای 4 سال پیش ... می گویم اصلا" راه ندارد توی این مدارها اثری از فلیپ فلاپ ها نباشد .. نه؟

مدار های چپ گرد راست گرد و کنتاکتور  را هم که می بینم می روم سراغ جزوه کار گاه برق .. اما پیدایش نیست ..

شکلش جلوی چشمم است اما خودش نیست .. قشنگ یادم است صفحه اول روی کاغذ آ چهار با خودکار آبی بزرگ و برجسته نوشته بودم کارگاه برق . تر و تمیز . توی کاور پلاستیکی .. توش   هم جزوه استاد بود هم  گزارش کار فوتو شده از نسخه ای که باید به استاد تحویل می دادیم ....  بهم می ریزم .. همه جزوه ها و گزارش کار ها را زیر و رو می کنم نیست که نیست ..  مدام توی ذهنم می گردم دنبال ردی .. نشونی .. یک آن یادم می آید پسر دایی جان محترم توی این درس مشتر ک بودند با ما و امتحان که داشت  آمده بود جزو ه ام را گرفته بود .. گوشی رو بر داشتم و اس ام دادم که پیش تو یا نه؟

گفت : اووووووووووو من چه می دونم

همین جا دیگر مطمئن می شوم چون هر چی که اونجا نباشد فوری می گوید نه نیست ..

می گم : تورو خدا بگرد

نوشت : اگه هم بود ریختم دور

جزوه کار گاه برق نازنینم  : (

  

 

*این عکس را هم اینجا می گذاریم عمق ناراحتیمان را بیشتر  معلوم کند  ...

 

 buffon

+ نوشته شده توسط فرناز در سه شنبه 4 تیر1387 و ساعت 1:31 |