|
1-بچه که بودم وقتی می گفتند باید از خدا ترسید فکر می کردم خدا حتما" خیلی ترسناک است و من اگر از او نترسم دوستم ندارد . نمی دانستم باید از قهرش ترسید . از اقتدارش . از مهربانیش ، از انتقامش .. از همه صفاتش .. که کوچکترین نقصی بر آنها وارد نیست ... 2-دوستانی که عضو فیس بوک هستند.. ملتفتید که کلا" سر کاریم ؟ مخصوصا" تست های فارسی با آن سوال جوابهای بی ربط اش .. 3- شوفاژ خونه هوا دارد ... صبح که پنجره هال را باز می کنم صدای گنجشک های درخت روبرو با صدای آب شوقاژ مرا بر این می دارد کمی چشمهایم را ببندم و انگار کنم زیر سایه درختی لم داده ام که از کنارش رودخانه کوچکی می گذرد و گاهی نسیمی خنک ،صورتم را نوازش می دهد . این روزهای گنجشکی را حاضر نیستم با هیچ روزی عوض کنم .. ساده و بی دغدغه می گذرند...
|
About
اینجا فقط می نویسم . از خیلی چیزها .. از صدای پای آب بگیر تاصدای پر مرغان اساطیر ... تحمل خیلی چیزها را ندارم . مثل زبان تلخ . مثل بهونه های دلیل نما ... مثل تظاهر . مثل صدای زنگ ساعت . مثل سوسک . Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Links
انوشه میرمجلسی |